X
تبلیغات
نماشا
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

چالش های اجتماعی امروز ما

سلام

 

جدیدنا بیشتر از اونکه عصبانی یا ناراحت بشم، غصم میگیره و دلم میسوزه. منظورم وقتیه که یه خبر بد برای جامعه یا اقتصاد یا فرهنگ و تاریخ مملکتم میشنوم. یه خبر با عنوان "انگشت سبابه را گاهی هم به سمت خودمان نشانه رویم" رو داشتم می خوندم که دلم نیومد حس و نظرم رو در موردش ننویسم.

خوشحال میشم که نظرات شما رو هم بدونم. البت اگه بخوام راحت توضیح بدم خیلی طولانی میشه پس خلاصه و تیتر وار مینویسم:

دقت کنید که اینها از نظر عرف جامعه مشکل اجتماعی هستند و از نظر من اکثریتشون نه تنها مشکل نیستن بلکه یه واقعیت یا حتی یه نیاز هستن.

1-     روابط نامشروع از نظر من واقعا یه مشکله. ولی نه هر رابطه با جنس مخالفی!!! تا زمانی که به نیازهای جنسی به شکل صحیح پرداخته نشه و از سالهای کوچکی برای رفع و هدایت صحیح کار نشه، نمیشه انتظار داشت که در بزرگسالی رفتارهای پرخطر شکل نگیره. یه آماری رو رئیس قبل سازمان ملی جوانان ارائه کرده بود که طی اون میگفت بیش از 40 درصد دوستی هایی که بین دختر و پسرها شکل میگیره (که اکثرا بدون اطلاع خانواده هاست) در سال اول ارتباط همراه با ارتباط جنسیه!!

2-     آزارهای جنسی و تجاوز به عنف بسیار زشت تر از روابط نامشروعه و خیلی هم خطرناک تر ولی تا راه درست مشکل قبلی پیدا نشه و امنیت اجتماعی هم برقرار نباشه بالطبع این مشکل هم برطرف نخواهد شد.

3-     مواد مخدر به انواع و اقسام فقط با آموزش به کودکان و سپس نوجوانان در جامعه کنترل میشه. البت باید جلوی توزیعش رو هم گرفت و البت تر اینکه رفع مشکلات عمومی (مثل کار و مشکلات جنسی و مشکلات عاطفی) هم نقش به سزایی داره.

4-     مشروبات الکلی هم هر چند خودش از نظر من مشکل نیست ولی نیاز به فرهنگ سازی داره. چند روز پیش تو فیلم هایی که تا حالا دقت کردم دیدم که تو 2-3 سال اخیر تو آمریکا شدیدا تو فیلم ها تبلیغ میکنن که در حال مستی رانندگی نکنید. حالا تو مملکت ما برعکس یارو تو بدترین وضع اعصاب خورد پشت رول میشینه و تازه کمربندش رو هم نمی بنده!!!!

5-     اساسا این مشکل ارتباط با جنس مخالف به خاطر لزوم بسیار زیادش و نیاز شدیدی که داشته و در 20-25 سالی که از انقلاب گذشت، یه تابو بود که اصلا درموردش صحبت نمی شد و انکار میشد، یه بحران جدی هست که خیالتون راحت، اگه از همین امروز زور بزنیم و فعالیت کنیم،خوب هم کار کنیم، تا 10 سال دیگه بحران اول اجتماعی مملکتمون خواهد بود.

6-       ازدواج موقت هم کلا یه مسخره بازیه که باید راهکار اساسی ارتباط با جنس مخالف رو پیدا کرد و این ازدواج موقت رو یه بخشی از اون در نظر گرفت.

7-       قتل های خانوادگی، چه به دلایل ناموسی و چه اقتصادی معلوله و باید اول دلایل (که همون مسائل جنسی و اقتصادی و فرهنگی هست) رو پیدا و رفع کرد.

8-     مصرف گرایی یه مشکل نیست. یه رونده، یه واقعیته که معلوله روزمرگیه. این روزمرگی وقتی با تکنولوژی قاطی شده فرزندش مصرف گرایی در اومده. با روزمرگی نمیشه مقابله کرد. پس مصرف گرایی ناگزیر خواهد بود.

9-     خوب آلات قمار و بازیهای دیگه برعکس بالایی ها مشکل که نیست هیچ، خیلی هم باحاله و لازم. بالاخره سرگرمیه. فقط باید قوانین و فرهنگ صحیحش آموزش داده بشه.

10-   در مورد مهاجرت روستاییان به شهر ها خیلی صحبت شده. به نظر من هم باید اول زیرساخت هارو توی روستاها تقویت کرد. بعدش به صورت خودکار روند مهاجرت کند یا معکوس میشه. البت خصوصی سازی لازمه تا بتونه کار سریعتر (و البته بسیار بهتر) پیش بره.

11-   این فرار مغزها (180 هزار نخبه تحصیلکرده در سال معادل 50 میلیارد دلار سرمایه!!) مشخصا به خاطر فضای بسته ی سیاسی-فرهنگیه. همون چیزی که به خاطرش جنبش سبز تشکیل شده. خود همین موضوع نشون میده که یکی از مشکلاتی که ما داریم رو با پیروزی جنبش سبز برطرف خواهیم کرد. و از همین الان باید به فکر بقیه ی مشکلات باشیم.

تازه به نظر من کلی چالش هست که هیچ اشاره ای بهش نشده و برای شخص من کلی دغدغه است:

1-     افسردگی و سرخوردگی های اجتماعی و بیماری های روانی متعدد (که البت من هم معتقدم معلول است ولی خودش هم علت بسیاری از مشکلات و بیماری های دیگه هستند)

2-       مشکلات ایتام، زنان سرپرست خانواده، از کار افتادگان بدون مستمری

3-       روسپیگری، بچه های خیابانی، تکدی گری، دستفروشی و به طور کلی برهم زدن نظم و ریخت شهری

4-       مشکل اساسی طلاق و بعد از اون و همچنین مشکلات زنان در طلاق گرفتن

5-     فسادهای خرد (مثل رشوه، دروغ گویی، زیر آب زنی، بدبینی، دزدی از کار، گرانفروشی، احتکار، کارچاق کنی، فرار مالیاتی، بداخلاقیهای کاری و ارتباطی) کارمندان و کارگران در بدنه ی دولت و در ادامه تمامی اعضای جامعه

6-       پائین بودن شدید سرانه ی مطالعه و کسب دانش های کاربردی

7-     مشکل بسیار اساسی نابودی و تخریب محیط زیست، جنگلها، مراتع، آبهای رو زمینی و زیر زمینی و آلودگی های آب و خاک و هوا که علت بسیاری از بیماریهای عجیب و غریب امروزه

8-       مشکل فاجعه بار نابودی میراث های فرهنگی (آخر سر همین موضوع دق خواهم کرد)

9-       خرافه پرستی و خرافه پروری در جامعه به نام دین

10-    عدم آشنایی با حقوق شهروندی و عدم تلاش برای احقاق این حقوق از افراد یا ارگان ها و از طرف مقابل احترام نگذاشتن به حقوق دیگران و به تعبیری زیاده خواهی

11-    خلاف ها رانندگی و رفتارهای پرخطر در رانندگی که کلی خسارات مادی و معنوی برای ما سالانه به همراه داره.

12-   شعار به جای عمل، ایراد گرفتن به جای تلاش برای رفع مشکل، پوپولیسم به جای بنیاد گرایی، تخریب شخصیت و اتهام زنی به جای احترام به تخصص، فقیر پروری به جای فقر زدایی و در یک کلام ظاهر به جای باطن

13-    لاپوشانی و ماله کشی اشتباهات خود و دیگران در هر سطحی (پدر و مادر تا رئیس جمهور و رهبر)-در تمام موارد ایشالله که گربه است!!!

14-   و بزرگترین مشکل اجتماعی ما از نظر من، عدم مسئولیت پذیری و فرافکنی در مورد رفتارهای اشتباهمون هست که تقریبا همه ی حوزه های بالا تحت تاثیر همین بی عاری مردم به بحران تبدیل شده است. همه ی مشکلاتمون رو از دیگران می بینیم. همه چیز رو میندازیم گردن دیگران. آمریکا، استکبار جهانی، تهاجم فرهنگی، انقلاب مخملی، ضد انقلاب، مخالف، منتقد، همسایه، دشمن، دولت، بالادست، پایین دست، رئیس، مدیر و هر عنصر دیگری راهی است برای شانه خالی کردن از مسئولیت اشتباهی که انجام دادیم.

15-    راستی یادم رفت، شیوه ی زندگی (همون Life Style) غلط مایه ی کلی از بیماری ها و عوارض جسمی و همینطور امید به زندگی پایین تو مملکت ماست.

ولی یه سری اخبار هست که عرف سعی میکنیه اونها رو مشکل نشون بده ولی با اینکه وجود دارند من قبول ندارم که اینها بد یا مشکل هستند:

1-       دین گریزی جوانان و دین زدایی از حکومت

2-       کشف حجاب

3-       ابتذال هنری

4-       ترویج بی بند و باری

5-       تهاجم فرهنگی

6-       پول پول می آورد یا هر کسی که پولدار است، حتما دزدی یا اختلاص کرده!!!!

7-       دوستی های دخترها و پسرها (البت گفتم که با رفتارهای پرخطر مخالفم) و اجتماعات مختلط

تازه تمام اینها فقط مواردی هستند که به مردم و جامعه مربوط میشه و دستگاههای دولتی و قضایی و مشکلات اقتصادی و سیاسی رو جدا کردیم که آن خود یک مثنوی هفتاد من است.

 

خداحافظ

تاریخ ارسال: شنبه 3 بهمن 1388 ساعت 23:53 | نویسنده: م | چاپ مطلب 3 نظر