X
تبلیغات
نماشا
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

اختیار و جبر-2

پیش از دستور: مطلب امروز حسابی سنگینه. اگه حسشو داری بخون.

 

سلام

 

حالا از همه‌ی حرفایی که زدیم بیاین بیرون. می‌خوام دیدگاه خودمو بگم.

خوب بریم سر اینکه اختیار و جبر و انتخاب و این حرفا از کجا می‌آد.

 

اولا توجه کنین که جبر، عَرَضی هست. یعنی خودش وجود نداره و با نبود اختیار، جبر اتفاق می‌افته.

 

شما خیلی‌هاتون برنامه‌نویسی کردین. برنامه در حین اجرا، بر اساس شرایط اتفاق افتاده، از بین ابزار‌های در اختیار، یکی رو که بهترین هست انتخاب می‌کنه. ما هم اینکارو می‌کنیم. از بین ابزار‌های محدود توی دنیا یکیش رو انتخاب می‌کنیم. آیا می‌شه برنامه‌ای نوشت که از بین ابزار‌های موجود یکی رو که نیست (یعنی ابزاری که وجود ندارد) انتخاب کنه؟

اصولا نمی توان برنامه‌ای نوشت که بتونه به چیزی فکر کنه که در طراحی صاحبش نیست.!!! پس مشخصه که چرا ماها مختار کامل نیستیم. چون طراحی خدا برای ما نامحدود نبوده. ولی مجبور مطلق هم نیستیم. چون از بین ابزار‌هایی که داریم انتخاب می‌کنیم. پس امر بین الامرین.

ولی موضوع اساسی اینه که در برنامه‌ای که شما می‌نویسین یه سری قوانین می‌گذارین و برنامه هم که انتخاب می‌کنه از قوانین شما تبعیت می‌کنه. پس در اصل شما براش انتخاب کردید. اون فقط مجری دستورات شماست.

به فرآیند انتخاب که در ذهن شما اتفاق می‌افته فکر کنید. یه شِمای ساده از فرآیند انجام یک عمل در انسان‌ها این‌‌گونه است.

 

1-       موضوع از محرک خارجی (اتفاقات دنیا) یا از محرک داخلی (اتفاقات ماوراء دنیا-وحی)، در ذهن تداعی می‌شود.

2-       بر روی موضوع تحلیل و تفکر انجام می‌شود.

3-       ابزار‌های در دسترس شناسایی می‌شود.

4-       از ابزارهای مرحله‌ی قبل، بهترین ابزار انتخاب می‌شود.

5-       انجام فعالیت برنامه‌ریزی می‌شود.

6-       به دستگاه‌های اجرایی برای انجام فرستاده می‌شود.

7-       اجرا

8-       جمع‌آوری نتایج انجام می‌شود.

9-       ارزیابی نتایج و ذخیره‌سازی تجربیات اتفاق می‌افتد.

 

در این الگوریتم (و هر الگوریتم دیگه‌ای هم که شما ارائه بدید) موارد زیر ردپای اختیار را دارند. در هر مورد توضیح داده می‌شود که چرا انتخاب‌های ما توهمی از انتخابه نه انتخاب واقعی. (موارد زیر فشرده شده‌ی کلی مطلبه که اگه می‌خواین بهشون ایراد بگیرید یا نفی‌شون کنین خوب بهشون فکر کنین و درکشون کنید.)

 

·          بند یک – ما می‌توانیم محرک‌های داخلی را خودمان پیش بیاوریم:

نه خیر. محرک داخلی صرفا موارد ماوراء‌الطبیعه هستند که تحت اختیار ما هم نیستند.

تبصره: پس اگر من ییهو تصمیم به فکر کردن بگیرم چی؟

همه‌ی این طور چیزا یا وحی (یعنی دستور مستقیم خدا [تعبیر قرآن: و اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون-بقره 117]) هستند یا طی زنجیره‌ای به محرک‌های خارجی می‌رسند که هیچ کدام اختیاری نیستند.

·          بند دو – نحوه‌ی تفکر اختیاریست:

خیر. قسمتی از روند تحلیل و تفکر اکتسابی بوده و از تجربیات قبل بدست آمده است و بخشی از آن بنیادیست (یعنی خداوند آنرا در ذات انسان قرار داده است پس اختیاری نیست).

·          بند سه – نحوه‌ی شناسایی اختیاریست:

خیر. روند شناسایی هم همانند نحوه‌ی تفکر یا اکتسابی یا بنیادیست.

·          بند چهار – انتخاب اختیاریست:

خیر: روند انتخاب نیز همانند نحوه‌ی تفکر یا اکتسابی است و از تجربیات گذشته نشات می‌گیرد، یا بنیادیست.

·          بند پنج ، هشت، نه – نحوه‌ی برنامه‌ریزی،جمع‌آوری نتایج و ارزیابی نتایج انتخابیست.

مشخص است که خیر. مثل بندهای گذشته یا اکتسابی است، یا بنیادیست که هر دو این موارد اختیاری نیستند.

کاملا مشخص است که همه‌ی چیز‌هایی که ما ممکن است فکر کنیم در آنها اختیار وجود دارد، غرایز و فطریات ذاتی انسان به علاوه‌ی (در ابتدای زندگی بدون) تجربیات حاصل از موضوعات گذشته است که به‌صورت بازگشتی همین‌گونه می‌باشند.

استقرا رو یادتون بیاد. اگه در مورد عضو اول موضوعی درست باشد و با درستی هر عضو اثبات شود که عضو بعدی هم درست است پس در کل برای همه‌ی اعضا درست است. اگر موارد بالا را در نمودار نشان دهیم به این شکل در می‌آید.

در این شکل نشان داده شده که در زندگی انسان همه چیز یا از ابتدا مشخص شده، یا با قوانین از قبل تعیین شده، اتفاق می‌افتد. پس اختیار کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امید می‌گه هر چیزی که به نفی اختیار (که همان جبر است) منتهی بشود محکوم به ابطال است. منم نمی‌خوام بگم که ما در جبر قرار داریم. ولی هرگونه که فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که ما اونقدرها هم که فکر می‌کنیم، در دنیایی که تحت سیطره‌ی اراده‌ی خدا قرار گرفته، کار زیادی نمی‌تونیم انجام بدیم. دغدغه‌ی اصلی که باعث می‌شه این نوشته و نوشته‌هایی مثل "زندگی" رو می‌نویسم اینه که نمی‌فهمم چرا خدا ما و این دنیا رو بوجود آورد. رضا یه دیدگاه جدید بهم معرفی کرده که در آینده‌ی نزدیک براتون می‌نویسم. اون دیدگاه جوابی نمی‌ده ولی مسئله رو خوب پاک می‌کنه.

 

خداحافظ شما

تاریخ ارسال: یکشنبه 10 تیر 1386 ساعت 01:50 | نویسنده: م | چاپ مطلب 4 نظر