X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

دنیایی که من میبینم

سلام

 

یه نفر بهم گیر داده بود که چرا تو پست هات نوشتی دنیا زشت و تهوع آوره. یه بحث نیم ساعتی داشتیم تا بهش بگم که به نظر من:

1-     بطن دنیاست که زشته، نه ظاهرش که طبیعت باشه. شاید این اشاره به همون آیه ایه که میگه دنیا لهو و لعب هست. یعنی اینکه از منظر انسان باید دنیا به شکل یه مکان بازی دیده بشه که آخرش هیچی دستش رو نمیگیره. دقیقا یه بچه ای رو تصور کنید که بازی کامپیوتری میکنه. شما به عنوان بزرگتر بهش میگید که بچه جون، این بازی به دردت نمیخوره!! هرچقدر زمان بیشتر پاش بریزی از اصل کارت عقب میوفتی. ولی بچه چون این براش جذابیت داره و بقیه ی مسئولیت هاش از جمله درس خوندن با همه ی شیرینی و عاقبتی که داره، سختی داره، تمام وقتش رو میذاره پای کامپیوتر. فقط فرقش اینه که بچه رو شما وقتی زیادی پای کامپیوتر بشینه با پس گردنی بلندش میکنید. ولی خدا به ما اختیار کامل داده تا هر وقت که بخوایم غرق در این دنیای خیالی و بازیچه ی مسخره باشیم. و خودش هم میگه برای اونهایی که خیلی این دنیا رو دوست دارن، اونقدر در این دنیا غرقشون میکنیم که هیچ وقت ازش بیرون نیان!!!

2-     روابط آدمها به محض اینکه چوب رو از روی سرشون بر میداری، به کثافت کشیده میشه. چقدر کم هستن کسایی که وقتی مجبور نیستن هم رعایت میکنن چیزایی که در معذوریت رعایتشون میکنن! چقدر وقتی کسی نمیفهمه به سادگی به کارهای ناشایست دست میزنیم و بعدش هم خودمون و هم بقیه رو با کلی حرفای صد من یه غاز توجیه میکنیم!! و هیچ وقت به زشتی و تهوع آور بودن حرفا و کارهامون فکر نمیکنیم. دنیایی پر از خیانت، نفاق، بی اخلاقی و کلی پستی های دیگه!

3-     ازجمله مثالهایی که برام پیش اومد اینه که دیشب داشتم فکر میکردم که وقتی تو شهر تنهایی داری راه میری باید نگران این باشی که یکی نیاد دنبالت و خفتت نکنه. یا با کسی که بگو مگو میکنی باید نگران این باشی که یارو چاقو نکشه و شیکمت رو سفره نکنه و .... و فکر کردم که شاید ایران، تهران، این زمان و اینجور چیزا باعث این نا امنی و ترس از هم نوع (!!) باشه. ولی واقعیت اینه که از ابتدای تاریخ و در تمام نوع بشر این حس وجود داره و این حس فقط یک ترس موهوم نیست!! این به خاطر ذات خونریز و ظالم انسان هاست. فقط نکته اینجاست که برخی از آدمها این ذات بد رو ندارن و به کسی خیانت نمی‌کنن، ظلم نمی‌کنن، مال دیگری که حتی ممکنه صاحبش نفهمه رو بر نمی‌دارن، خود دار هستن. البت این آدمها هم تحت آموزش اینطور شدند ولی به هر حال نتیجه اش اینه که ذات انسان ها بد و ظالمه و این ذات حیوانی تهوع آوره. از یک حیوان میشه انتظار داشت که با همنوعش با چنگالهاش صحبت کنه. ولی فکر میکنم خدا حساب اینجاش رو نمیکرد که شاید فرشته ها درست حدس زدن که "آیا میخواهی موجودی بیافرینی که در زمین ظلم و خونریزی کند؟" و موندم که اون چیه که خدا میدونه و اونها نمیدونستن که به خاطرش ما رو آفرید؟!!

خداحافظ

تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 ساعت 15:11 | نویسنده: م | چاپ مطلب 5 نظر