X
تبلیغات
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

یه حرفایی همیشه هست...

سلام


چشمم درد میکنه. باید با یه چشم به مانیتور نگاه کنم و رانندگی کنم. چقدر کار سختیه!!

گوش چپم هم گرفته و باید برم شستشو بدم. الان صداها رو نصفه میشنوم.

حساسیتم هم به خاطر رفتن شمال عود کرده و همش گلاب به روتون آبریزش دارم و تنم میخاره (به خاطر حموم نیستا، هر روز دوش میگیرم).

خسته ام. فیزیکی و شیمیایی!! 

ماشینم از مرز 60.000 کیلومتر عبور کرده و باید ببرمش یه خدمات دوره ای اساسی که کلی خرج داره برام!!

احساس میکنم ناخودآگاهم هنوز دوست داره شکست بخوره. هنوز کافیش نیست. هنوزم رویاهام غمگینه. هنوزم فانتزیهای ذهنیم به تنهایی ختم میشه. هنوزم احساس پر کشیدن ندارم.


خداحافظ


تاریخ ارسال: شنبه 14 مرداد 1391 ساعت 11:09 | نویسنده: م | چاپ مطلب 4 نظر