X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

یه ایمیل مهم

سلام

امشب بعد از یک روز موفق ( تو این گیر و دار واقعا کم از این روزا پیدا میشه) یه ایمیل گرفتم که به غیر از قطرات اشکی که توی چشمم آورد و دیدم رو تار کرد، یه تلنگر درست و حسابی هم بهم زد. متن ایمیل این بود:

 

تو گفتی «آن غیر ممکن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممکن است»،

تو گفتی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»،

تو گفتی «من نمی‌توان مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر کاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد کرد»،

تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،

تو گفتی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،

تو گفتی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

تو گفتی «من احساس تنهایی می‌کنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»

 

اصلا فکر نکنید که با این که تلنگر خوردم، وضعم خیلی تغییر کرده هاااا!!! نه اگر هم بخواد تاثیری بذاره چند وقتی طول میکشه. ولی این ایمیل پاسخ های خوبی به احساسایی داشتن که تو این مدت شاید آزارم میدادن و شایدم مانعم میشدن. فقط یه حس خیلی قوی هست که هنوز پاسخی نگرفته. "چرا باید تلاشی بکنم، نمی خوام از این وضع در بیام. آره این وضع بده ولی چه تضمینی هست که بهتر بشه. اصلا چه نیازی هست بهتر بشه."

اینهایی که گفتم به کلمات در اومده ی اون حسه. به همین خاطر خیلی بی ربطن. جوابشون رو کسی بدون کلام میتونه بهم بگه یا بده.

خداحافظ

تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 دی 1388 ساعت 22:43 | نویسنده: م | چاپ مطلب 0 نظر