X
تبلیغات
نماشا
رایتل
http://mehrabane.ir

دوست

میدونم واسه چی باید بنویسم. واسه اینکه اگه راه میداد من مادر ترزای خوبی میشدم

بدی و خوبی، درستی و نادرستی، موفقیت و شکست

سلام

دوست ندارم چونه بزنم و باهاتون بحث کنم. من تعریف هامو ارائه میکنم و هر کی دوست داشت استفاده کنه. من به همه ی این حرفا اعتقاد دارم. پس درستند. (البته برای من!!!!)
تعریف 1- وضعیت موجود: (قابل تعمیم برای هر فردی) برداشت من از دنیای اطرافم که به دیدگاه من نسبت به دنیا بستگی داره و ممکنه کاملا با واقعیت دنیا (که کسی جز خدا اونو نمیدونه) متفاوت باشه (و البته اکثر اوقات هست و هیچ راهی هم برای اثبات درستی و غلطیش نیست).
تعریف 2- وضعیت هدف:  (قابل تعمیم برای هر فردی) تصویر من از دنیای مورد علاقه ام که انتظار دارم در آینده بوجود بیاد و برای اینکه دنیا به اون تصویر نزدیک بشه تلاش میکنم. (توجه کنید که لزوما وضعیت هدف افراد با هم تعارض ندارند).
تعریف 3- چارچوب اخلاقی: (قابل تعمیم برای هر فردی) تفکرات، گفتارها و رفتارهایی که من خودم رو در انجام اونها محق یا مجاز میدونم.
تعریف عمل بد: (قابل تعمیم برای هر فردی) کاری که وضعیت موجود رو از وضعیت هدف من دورتر کنه.
تعریف عمل خوب: (قابل تعمیم برای هر فردی) کاری که وضعیت موجود رو به وضعیت هدف من نزدیکتر کنه.
تعریف آدم بد: (قابل تعمیم برای هر فردی) کسی که چارچوب اخلاقیش از چارچوب اخلاقی من بزرگتر باشه.
تعریف آدم خوب: (قابل تعمیم برای هر فردی) کسی که چارچوب اخلاقیش زیر مجموعه ی چارچوب اخلاقی من باشه.
موارد بالا به زعم منه و خدا برای خودش معیاری به نام تقوا رو معرفی کرده ( سوره ی حجرات آیه 13 ).
تعریف نادرستی: (قابل تعمیم برای هر فردی) موردی که امکان وجودش در وضعیت هدف من نباشه.
تعریف درستی: (قابل تعمیم برای هر فردی) موردی که امکان وجودش در وضعیت هدف من باشه.
تعریف موفقیت و شکست: (قابل تعمیم برای هر فردی) میزان تبدیل وضعیت موجود به وضعیت هدف من در بازه زمانی مشخص شده.

اگه تو تعریفهای بالا دقت کنید، هیچ چیز مطلقی وجود نداره. همه چیز وابسته به من و دیدگاه من از دنیاست. فقط یک مورد هست که با محاسبات ساده ای مشخصه که با بقیه تفاوت داره. مورد آخر. آدمها رو نمیشه با بقیه ی موارد نسبت به هم سنجید. ولی با این مورد میشه. چون با این مورد میشه قیاس کرد که اون آدم چقدر به چیزی که میخواسته رسیده و این آدم دیگه چقدر به چیزی که میخواسته رسیده (تو آمار فکر کنم بهش میگن نرمال کردن). پس سوال "چه کسی آدم موفق تریه" درسته و جواب هم داره و قابل بدست آوردن هم هست. ولی سوال "چه کسی آدم بهتریه" ذاتا غلطه و جوابی براش وجود نداره، چون دستگاه مقایسه ای نداره. فقط یه اشکال باقی می مونه. اینکه هیچ کسی نمی تونه در مورد میزان موفقیت و شکست من، به جز خودم نظری بده. فقط من هستم که میدونم چقدر به وضعیت هدفم نزدیک شدم. پس هیچ آدمی حق نداره خودش رو برتر از من بدونه و من هم حق ندارم خودم رو برتر از هیچ کس دیگه ای بدونم.
پذیرفتن این موضوع خیلی مشکلات رو حل میکنه و خیلی مشکل هم ایجاد میکنه:
- یه دکتر آدم بهتریه یا یه گدا؟ هر دو می تونن بهتر باشن، تا دیدگاه تو چی باشه!!!
- یه دانشجوی دکترای شریف که در بهترین شرکت ایران کار میکنه آدم موفق تر و یا بهتریه، یا یه سیکل که داره تو یه کارگاه ریخته گری پای کوره جون میکنه؟ هر دو میتونن موفقتر یا بهتر باشن، تا دیدگاه اونها و تو چی باشه!!!
- مردن پدر اتفاق بدیه یا خوب؟ به خودت بستگی داره، تو چی فکر میکنی؟
- تو فیلم "مرد زندگی" (The Family Man) تصمیم مرده درست بود یا تصمیم زنه (یا به عبارتی، زندگی اشرافی اول مرده درست بود یا زندگی محقر و باصفای زنه)؟ هیچ فرقی نمیکنه، بستگی به خودت داره.
و اگه این رو ادامه بدی، میبینی که همه ی دلایلی که ما خودمون رو با دیگران مقایسه میکنیم، تمام اعتقاداتی که روشون پافشاری میکنیم، تمامی معیارهایی که برای قیاس انسانها، از خودمون درآوردیم، همه و همه اش پوچ و بی معنیه و فقط تصور میکنیم که مهندس بودن، ما رو به جایی رسونده که حق داریم حقوق بیشتری نسبت به یه فراش بگیریم و یا زندگی بهتر و خوش تری نسبت به یه معتاد داشته باشیم. اینها واقعیتهای تلخیه که حاضر نیستیم بپذیریم. و حاضر هم نیستیم از این لاک بیرون بیایم و دنیا رو با عینکی کمرنگ تر تماشا کنیم، شاید زیبایی های بیشتری داشته باشه.

خداحافظ

تاریخ ارسال: دوشنبه 12 فروردین 1387 ساعت 05:03 | نویسنده: م | چاپ مطلب 6 نظر